
مرا که میشناسی! برای همهی بارانها و همهی بیابانها، حرفی دارم... برای همهی دانهها، همهی ریشه ها که سر در میآورند و از حرفم سر در نمیآورند! مرا که میشناسی! رشته رشته میکنم آفتاب را، برای همهی خانهها، برای همهی خاطره ها، دراز بکش! پشتت بر زمین باشد و نگاه کن به نقطهای نامعلوم همهی پرندهها، همینگونه متولد میشوند همهی شعرها همینگونه شکل میگیرند... xa0 ...
ادامه مطلب
یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود:شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس میگذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم/آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما میتوانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید...قاعدتاً این آزمون نمیتواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر ...
ادامه مطلب